X
تبلیغات

جمهوری اسلامی - حادثه کشتار حجاج ایرانی در مکه
جاوا اسکریپت در مرورگر شما غیر فعال است.
 
تاريخ : دوشنبه چهارم خرداد 1388

اهمیت مراسم برائت از مشركین:

برائت از مشرکین ، تعبیری قرآنی به مفهوم بیزاری و اجتناب از مشرکین و دشمنان مسلمانان و قطع پیوند با آنها. و اصطلاحا به فعالیتهایی که در بُعد سیاسی حج به صورت اجتماعی انجام می گیرد نیز اطلاق می شود. در آیات مختلف قرآن گذشته از نکوهش شدید شرک و مشرکان ، و بیان عاقبتِ شوم آنها، تأکید بر ضرورت گسستن پیوند از مشرکان و توصیه جدّی به مقابله با آنان و به برائت انبیاء از مشرکان و اعلان بیزاری آنها از «شرک » و «موضوع له شرک » تصریح شده است. نمونه بارز اعلام برائت از مشرکان در امتهای پیشین ، بنابر آیه 4 سوره ممتحنه قرآن كریم، حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) و یارانش بودند که قاطعانه برائت خود را از مشرکان و بتهای آنها اعلام داشتند. اِسناد عمل برائت در این آیات به پیامبران ، این نکته را افاده می کند که این عمل علاوه بر صبغه اعتقادی ، جنبه سیاسی و حقوقی و اجتماعی نیز دارد و با تعیین مشی و رفتار بیرونی مؤمنان ، موحّدان را از مشرکان و کافران متمایز می کند. بویژه آنکه در کتب لغت نیز «برائت » را به معنای بیزاری و اجتناب ، و گسستن پیوند و ارتباط دانسته اند .اعلان عمومی «برائت از مشرکین » و اَحکام الحاقی آن ، در تاریخ اسلام برای نخستین بار ، پس از نقض عهد مشرکینی بود که پس از فتح مکه (8 هـ ق ) با پیامبر اسلام پیمان عدم تهاجم و دشمنی بسته بودند. ده آیه نخست سوره برائت متکفّل این اعلان بود. حضرت علی علیه السلام این آیات را به دستور رسول اکرم (ص ) در مراسم حج سال نهم هجرت ابلاغ فرمودند. آیات مزبور، علاوه بر برائت از مشرکانِ پیمان شکن ، تمامی مشرکان ، اعم از پیمان بستگان و غیر آنان ، را شامل می شود؛ زیرا به نظر برخی از مفسّران ، آیه سوم سوره برائت ، تکرار آیه اول نیست ؛ آیه اول اعلام برائت و بیزاری از مشرکینِ پیمان شکن، و خطاب آیه سوم به صورت اعلام برائت یا به تعبیر قرآن «اذان برائت » متوجه تمامی مردم است، نه خاصّ مشرکین، تا همه بدانند که خدا و رسول از مشرکین بیزارند و مردم خود را برای چنین امری، پس از سپری شدن ماههای حرام، آماده سازند. در ابلاغ «برائت از مشرکین »، حضرت علی علیه السلام، در بعدازظهر دهم ذیحجه در مِنی'، با شمشیر برهنه، به خطبه ایستاد و پس از تلاوت آیات نخست سوره برائت، چهار حکم الحاقی رسول اکرم را ابلاغ فرمود. مضمون «اذان برائت » -با توجه به تعبیر «اَنَّ اللّه بَریٌ مِنَ المشرکین و رسولُهُ» و مفاد آیات تفصیلیِ بعدی سوره توبه اشاره به آن دارد که این اعلامیه را نباید مقابله مقطعیِ رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم با رفتار مشرکان پیمان شکن دانست،    بلکه این مضمون و نحوه ابلاغ، بیان کننده یک اصل اسلامی و همیشگی است که خداوند آن را مقرر کرده تا روش سیاسی اسلام و مسلمانان را در مقابل مخالفانِ اصل توحید و ناقضان حقوق انسانی و مشروع مسلمانان، روشن سازد. شیوه های اعلام برائت می تواند به گونه های مختلف و مناسب، در قالب رعایت اصول دیگر اسلام و شرایط زمان انجام شود، اما آنچه به عنوان رکن، در اجرای آن باید ملحوظ شود، اصلِ معنا و مفهوم اعتقادی و سیاسیِ طرد بت و بت پرستی، و اعلان انزجار از مشرکان و دشمنان اسلام و محکوم کردن سیاستهای خصمانه و توطئه گرانه و مشی ستمگرانه و تجاوز کارانه آنهاست. از سوی دیگر با توجه به محتوای برائت، و نیز ارزش تأسی به پیامبر صلی الله علیه وآله در انتخاب زمان و مکان اعلان برائت، مناسبت حکم و موضوع ایجاب می کند که بهترین و کارآمدترین شکل اعلان برائت از مشرکان، در حرم و در ایام حج انجام گیرد. از آیه سوم سوره توبه نیز می توان چنین استنباط کرد که اعلان برائت با اعمال و مناسک حج منافات ندارد، بلکه رابطه میان آن دو، در هدف و ماهیت و نتایج ایجاب می کند که برای تکمیل آثار و برکات هر یک از آنها، این دو عمل عبادی و سیاسی همراه یکدیگر انجام پذیرند؛ زیرا حج، در مفهوم جامع خود بسیاری از شعائر توحیدی را دربر می گیرد و عبادتی اجتماعی ـ سیاسی به شمار می رود، و صرفاً حرکتی فردی نیست . نمونه های بهره گیری سیاسی و اجتماعی از موقعیت بیت الله الحرام و حج که حرم امن الهی بشمار رفته و همگان در آن مصون هستند، در سنت رسول اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام و مسلمانان متعدد است و ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

1) در سال هفتم هجرت ، پیامبر اکرم بر اساس توافقنامه حدیبیه ، همراه دو هزار تن از مسلمانان ، برای مناسک عمره (عمره القضاء) به مکه رفتند و از نحوه آرایش شکوهمند مسلمانان به هنگام طواف و شعارهای آنان ـ از جمله اشعار عبدالله بن رواحه ـ برای نمایش قدرت   مسلمانان در برابر مشرکان بهره بردند ؛ شخص رسول اکرم، پس از طواف و سعی، بوضوح شکست مشرکان و نابودی آنها را از خدا     مسئلت  کرد.

2) در سال نهم ، با ابلاغ برائت ، صفوف مسلمانان از کفار و مشرکان کاملاً متمایز شد.

3) در سال دهم ، حجه الوداع ، با تأثیرات عمیق در مسائل اعتقادی ، احکام و اجتماعیاتِ اسلامی برگزار شد و حج مظهر عظمت اسلام و مسلمین و استعلای آن بر کفار و مشرکین معرفی گردید، چنانکه خطبه های منی و عرفه و غدیر خم رسول اکرم متضمن مسائل مهم اساسی جهان اسلام بود.

4) در سال 58، امام حسین علیه السلام در مراسم حج ، بسیاری از صحابه و مؤمنین و انصار برجسته را در منی گرد آورد و از طغیانگری معاویه و ستمهای او سخن گفت و از ایشان خواست که هنگام بازگشت از حج ، پیام او را به مردم دیگر ابلاغ کنند تا از دین حق دفاع شود؛ و همگان را بر صدق گفتار خود گواه گرفت.                                                                      

5) در سال 60، امام حسین علیه السلام با استفاده از موقعیت حج ، به افشای چهره حکومتِ یزیدبن معاویه پرداخت ، و چون شنید که عوامل حکومتی قصد جانش را دارند، برای حفظ حرمت حج و حرم ، در روز هشتم ذیحجه با اظهار وضع پر مخاطره خود همراه خانواده و تعدادی از یاران به سمت عراق حرکت کرد. این رویه در رفتار اغلب ائمه ما مشاهده می گردد؛ از مضامین دعاهای عرفه و منی حضرت امام سجاد علیه السلام، مباحثات سیاسی و علمی امام باقر و امام صادق علیهما السلام ، قیام فخ و ... تا آغاز شدنِ قیام مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه از کنار کعبه و بیعت مردم با ایشان در میان رکن و مقام .غفلتهای تاریخی در مقاطع مختلف ، باعث نقصان توجه به مقصود اصلی و ماهیت ذاتی حج شده است ، همچنانکه پس از بنای کعبه و آغاز حج ابراهیمی نیز بتدریج خرافات و اوهام بر حج اصیل تأثیر نهاد و آن را به صورت حج جاهلی درآورد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران (1357 ش )، امام خمینی نیز با توجه به موقعیت خطیر جهان اسلام در دنیای کنونی ، بار دیگر جنبه های اعتقادی و اجتماعی حج را متذکر و خواستار بهره گیری، از این همایش بزرگ سال برای بیان مسائل و حلّ مشکلات جهان اسلام شد. امام خمینی (ره ) در عید قربانِ نخستین حج پس از پیروزی انقلاب اسلامی (30 آبان 1358)، در پیامی به حجاج به تحلیل جامعی از کعبه و حج مبادرت کرد و آن را محل نشر توحید و نفی شرک دانست. تأکید او بر این نکته بود که کعبه خاستگاه اصلی ندای توحید و مرکز شکستن بتها در سراسر جهان است و بنابر آیات قرآنی تطهیر آن از همه ناپاکیها و پلیدیها که بالاترین آنها شرک است ، واجب است ، و سپس با اشاره به اعلان برائت از مشرکین در سوره توبه و قیام مهدی موعود علیه السلام از کنار کعبه و دعوت مردم به توحید، نتیجه گرفت که همه بت شکنیها از کعبه سر چشمه گرفته و خواهد گرفت و امت اسلام نیز باید از این امر تأسی نمایند. وی حج اجتماعی و برائت از مشرکان را به یک روش خاص محدود نکرد، بلکه دغدغه اصلی و تأکید عمده او بر محتوای عمیق حج و استفاده از آن با اتکا بر توحید ناب و اجتناب از تمامی مظاهر شرک و تعلق و توکل به غیر خدا بود، که می تواند منشأ حرکات و برکات بسیاری در جوامع اسلامی و همسویی و تلاش آنان برای احیای میراث و تمدن اسلامی شود. از نظر ایشان ، مسلمانان باید در حج به صِرف صورت قناعت نکنند و از چنین کنگره عظیمی که امکان برپاییش برای هیچ مقام و دولتی ممکن نیست مگر اراده خدا، به نفع اسلام و مسلمین استفاده شود. با نظر امام خمینی (ره ) به عنوان صاحب فتوا و حاکم شرع مبسوط الید و مصلح دینی، همه ساله مراسمی به نام «برائت از مشرکین » در مکه و پیش از شروع مناسک حج برگزار می شد و طی آن هزاران تن از حجاج ایرانی، به همراه حجاج غیر ایرانی، پس از پیمودن مسیرهایی، در محل معینی تجمع می کردند و ضمن شنیدن سخنرانیها و بیانیه هایی مبنی بر تحلیل اوضاع جهان اسلام و صدماتی که از سوی دشمنان بر ملل مسلمان وارد می آید به محکوم کردن آنها می پرداختند، و سپس آرام متفرّق می شدند و به فعالیتهای عادی می پرداختند. به گفته سید حسن میردامادی در كتابی كه اندكی بعد از واقعه به چاپ رسانده است، این روال تا 1366 ش ادامه داشت، اما در این سال، پس از برگزاری تظاهرات آرام و با شکوه وحدت در مدینه، مقرر شده بود که مراسم برائت از مشرکین ـ پس از توافق و هماهنگیِ مقامات ایرانی و مسئولان سعودی در مورد محل برگزاری مراسم و مبدأ و مقصد راهپیمایان و زمان شروع و خاتمه مراسم ـ در بعدازظهر ششم ذیحجه 1407 مصادف با دهم مرداد ماه سال 1367 برگزار شود توطئه از پیش تعیین شده سعودی: به نظر می رسد ماجرای جمعه خونین موضوعی تصادفی نبوده است و از مدتها پیش مسئولان سعودی برای اجرای آن اتخاذ تصمیم نموده بودند؛ برای اثبات این ادعا تنها به برخی شواهد اشاره می گردد كه موارد بسیار دیگری نیز از این قبیل می توان به عنوان شاهد مثال ذكر نمود:

1. در روز پنجم ذیحجه (1 روز پیش از واقعه)، بیمارستانها و سازمانهای بهداری اعلام كردند كه هیچ مراجعه كننده ایرانی را برای درمان در روز ششم ماه نخواهند پذیرفت.

2. یكساعت قبل از شروع راهپیمایی، درهای ورودی به بنای بزرگ مخصوص حجاج اردنی و فلسطینی بسته شد و به هیچ كس اجازه داخل  یا خارج شدن از آن داده نمی شد.

3. سطح بام بناهای واقع در جانب چپ راهپیمایی از كپسول های خالی و سنگ ها و آجرها و ابزار آلات از كار افتاده كه در طول برخورد  به سوی حجاج پرتاب گردید انباشته شده بود. برخی از صاحبان این خانه ها ابراز داشته بودند كه این وسایل چند روز قبل از جانب حكومت سعودی به بام آنها منتقل گردیده بود.

4. تغییر آرایش پلیس كه برخلاف سالهای قبل در دو سوی مسیر نایستاده و صف آرایی آنها در انتهای مسیر حركت حجاج، و یا قرار گرفتن فرماندهان پلیس در پشت سر نیروها بر خلاف گذشته كه فرماندهان 100 متر در جلوی گردان خود می ایستاده اند.

5. در سالهای گذشته با توقف اتومبیل های سواری در مسیر راه پیمایی سعی در ایجاد موانع فیزیكی برای گسستن صفوف راهپیمایان داشتند اما در آن سال از توقف خودرو ها در طول خیابان محل برخورد نهایی منع كردند و اتوموبیل ها را از نزدیك شدن به مسیر  مسجد ملك تا تقاطع خیابان عبدالله بن زبیر باز داشتند. 

6. در سالهای گذشته ماموران پلیس در میان راهپیمایان حاضر می گردیدند تا از انتشار جزوه های پیشگیری نمایند اما در آن سال هیچیك از آنان داخل راهپیمایی نگردیدند و باطوم به دست صف آرایی نموده بودند. جدای این قبیل نمونه های میدانی باید به سخنان متفاوت در ملاقات وزیرخارجه سعودی در ریاض با كاردار جمهوری اسلامی و ملاقات وزیر حج و امور اوقاف سعودی با نماینده ایران در روز چهارم ذیحجه و تفاوت لحن مذاكرات آنها اشاره نمود. همچنین عملكرد رسانه ها كه در این گونه موارد بیش از هر چیز به جذابیت های خبر و پرداختن به ابعاد كشته ها و زخمی ها و ... علاقه نشان می دهند، در این موضوع كاملا متفاوت بود و از همان ابتدا بیش از هر چیز به تطهیر مسئولان سعودی پرداخته و خبر هایی مخابره نمودند كه به خوبی بوی دلارهای نفتی می داد. برخورد های مقدماتی برخورد میان ایرانیان و مسئولان سعودی در سال 1366امری بدیع نبود و در طول سالهای 1358 تا 1366 بارها ایرانیان به جرم بیان شعار بر ضد آمریكا و اسرائیل دستگیر ، زندانی و شكنجه شدند و در پی آن منازعاتی بین مسئولین دو كشور برخواسته بود. حتی درباره اجتماعی بودن حج و فتاوی علمای حجاز و نظریات و فتاوی امام خمینی (ره )، بحثهای گوناگونی پیش آمد که در نهایت ملک خالدبن عبدالعزیز پادشاه وقت عربستان سعودی نامه ای به امام خمینی فرستاد، بر این مبنا كه برخی روحانیون حجاز حج را (برخلاف سنّت انبیا و رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و ائمه علیهم السّلام و حتی نظر علمای معاصر) مراسم و مناسکی صرفاً فردی خواندند و توجه به مسائل اجتماعی و برپایی تظاهرات در حج را مزاحم حاجیان و حتی بدعت معرفی کردند. اجتناب از سبّ و لعن دشمنان را حق دانستند و آن را انحراف از دین و جسارت به مکه و کعبه مطرح کردند و حتی دولت سعودی بر این معنی تأکید داشت که از رسول اکرم در مراسم حج جز تلبیه و دعا و نیایش روایتی وارد نشده و شعار دادن بر ضد دشمنان و فریاد زدن مغایر اهداف حج و معصیت است.

حضرت امام در 18/7/60 در پاسخ به پادشاه عربستان نوشتند كه " ... این جانب تمام گرفتاری‌ها و بدبختی‌های مسلمین و دولت‌های كشورهای اسلامی را در اختلاف و نفاق بین آنان می‌دانم. چرا باید دولت‌های اسلامی با داشتن قریب یك میلیارد جمعیت و در دست داشتن ذخیره‌های زیر زمینی ، خصوصا موج‌های نفت كه رگ حیات ابر قدرت‌هاست ، و برخورداری از تعلیمات حیاتبخش قرآن كریم و دستورات عبادی سیاسی پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - كه مسلمانان را به اعتصام به " حبل الله " دعوت و از تفرقه و اختلاف تحذیر می‌فرماید ، وبا داشتن ملاذ و ملجایی چون حرمین شریفین ، كه در عهد رسول الله - صلوات الله علیه - مركز عبادت و سیاست اسلامی بوده و پس از رحلت آن بزرگوار مدت‌ها نیز چنین بوده است و طرح فتوحات و سیاسات از آن دو مركز بزرگ سیاسی عبادی ریخته می‌شده است ، اكنون به واسطه كج‌فهمی‌ها و غرض‌ورزی‌ها و تبلیغات وسیع ابرقدرت‌ها كار را به آنجا بكشانند كه دخالت در امور سیاسی و اجتماعی ، كه مورد احتیاج مبرم و از اهم  امور مسلمین است ، در حرمین شریفین جرم شناخته شود و پلیس سعودی در داخل مسجد الحرام و در جایی كه به حكم خدا و به نص  قرآن مجید برای همه كس حتی منحرفین محل امن است با چكمه و سلاح به مسلمانان حمله كرده و آنان را مضروب و دستگیر نمایند و به زندان بفرستند. جرم این مسلمانان شعار بر ضد آمریكا و اسرائیل ، این دشمنان خدا و رسول بوده است... اگر دولت حجاز از این فریضه  عبادی - سیاسی ، كه هر سال در مواقف كریمه حرمین شریفین با حضور میلیونی مسلمانان تشكیل می‌شود، استفاده سیاسی اسلامی می‌نمود، احتیاج به آمریكا و هواپیماهای آواكس آن، و سایر ابرقدرت‌ها نداشت و مشكلات مسلمانان حل می‌شد. می‌دانیم كه آمریكا این هواپیماها را از  آن جهت در اختیار عربستان قرار داده است تا به نفع خود و اسرائیل از آنها استفاده نماید. چنانكه دیدیم كه آواكس‌های آمریكایی برای تفرقه بین ایران و سایر مسلمانان عرب گزارشی   سرتاسر دروغ داد مبنی بر بمباران مراكز نفتی كویت توسط ایران... اخیرا به این نكته تاكید می‌كنم كه از مكتوب شما ظاهر می‌شود كه گزارش‌های دروغ و انحرافی به شما داده می‌شود. چنانكه نوشته‌اید شعارهای زائرین ایرانی موجب نارضایتی و تنفر زائرین بیت الله شده است. بهتر بود شما اشخاص امینی را مامور گزارش‌ها نمایید تا معلوم شود شعار ضد اسرائیل و آمریكا موجب تنفر و نارضایتی زائرین نشده، بلكه برخورد مامورین دولت سعودی و ضرب و هتك و به حبس كشیدن مهمانان خدای متعال، به جرم شعار علیه اسرائیل و آمریكا، موجب تنفر و نارضایتی مسلمانان جهان و خصوص زائران بیت الله الحرام و حرم معظم رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - شده است. از خداوند متعال خواستارم كه مسلمانان را از خواب غفلت بیدار، و عظمت اسلام را روز افزون فرماید؛ و مسلمانان و خصوص دولتمردان را به آنچه صلاح اسلام و مسلمین است هدایت فرماید..."  نصایح مكرر امام اما كارگر نیفتاد و پادشاهانی كه بیشتر در فكر ادامه سلطنت مبتنی  بر  خفقان خود بودند، ناگزیر به تكیه به ابرقدرتهایی همچون آمریكا گشته و هر روز از مردم خود و جهان اسلام دور گردیدند. خون در برابر توطئه: در روز نهم مردادماه 1366 شمسی برابر با ششم ذیحجّه سال 1407 قمری، هزاران زائر ایرانی و تعدادی از زائران دیگر كشورهای اسلامی در مكه معظّمه و خانه خدا، پس از انجام فریضه نماز عصر، به سوی محل تجمع و شروع راهپیمایی در منطقه معابده، رهسپار شدند. برنامه راهپیمایی در ساعت شانزده و نیم با تلاوت آیاتی از قرآن كریم آغاز گردید. آنگاه پلاكاردهای حاوی شعار هایی در نفی سردمداران بلوك شرق و غرب و اسرائیل و دعوت مسلمین به وحدت برافراشته شد؛ آنگاه جملاتی از پیام رهبر كبیر انقلاب به كنگره حج برای حضار خوانده شد و ترجمه گردید و سپس نماینده امام در حج شروع به سخنرانی نمود. در ساعت 18:10 دقیقه سخنان آقای كروبی به انتها رسیده بود كه تظاهر كنندگان آرام به سوی سه راهی شعب ابوطالب به راه افتادند، مردان و زنان در صفوف جدا حركت می كردند و جانبازان بر روی ویلچرهایشان در صفوف مقدم بودند. در ساعت 18:40 دقیق راهپیمایی به نقطه پایانی رسید. صدای بلندگوها خاموش و مردم به شعارهای خود خاتمه دادند و پلاكارها در هم پیچیده شد. ناگهان حملات عمال سعودی ابتدا با ریختن آب سرد و پس از آن آب ولرم و جوش بر سر زائران شروع گردید هر كس به سویی می گریخت . اما پس از پایان مراسم و به دنبال حرکت مردم به سوی مسجدالحرام برای ادای فریضه مغرب ، پس از طی مسافتی راه ، در حالی كه در جلوی جمعیت عظیم راهپیمایان ، زنان و معلولین انقلاب در حال حركت بودند ، ستونهایی از نظامیان آل سعود هویدا شدند. لحظه ای بعد مزدوران آمریكا در لباس نیروهای امنیتی و پلیس و گارد سلطنتی سعودی به سوی مردم (بویژه زنان و معلولان و جانبازان ) هجوم بردند و با « باتوم » بر سر و روی حجاج بی گناه كوبیدند. اینان از یك طرف و مزدوران دیگر نیز از بالای پله ها و ساختمانها ، سنگ و آجر و شیشه و بلوك سیمانی بر سر و روی مردم می ریختند. پس از آن شلیك گازهای سمی و خفه كننده شروع شد و بدنبال آن رگبار گلوله ها به قصد كشتن و نه متفرق کردن راهپیمایان برائت از مشركین سرازیر شد و پیكرهای پاك انسانهایی كه جرمشان اعلام برائت و بیزاری از آمریكا و اسرائیل و ایادی ناپاكشان بود ، درخاك و خون غلتیدند. زنان بی گناه ما چادراز سرشان افتاده بود و در زیردست وپا له می شدند و با گازهای خفه كننده ورگبار گلوله ها شربت شهادت نوشیدند. این جنایتكاران حتی به آمبولانسهای حامل مجروحین نیز یورش می بردند و مانع جمع آوری مجروحین می شدند. درنتیجه       این حمله و هجوم ، بیش از پانصد تن از حجاج بی دفاع و هراسان ایرانی و غیرایرانی کشته و حدود هفتصد تن زخمی شدند. سخنان امام خمینی در مورد این حادثه جانگداز " بارالها، تو خود شاهدی كه دراین سال ما جانبازان و مهاجران و مجاهدانی داشتیم كه به سوی تو و بسوی خانه امن تو كه از صدر خلقت تاكنون مامن هر موجودی بوده است هجرت كردند و در پیش چشمان حیرت زده مسلمانان كشورهای جهان بدست پلید آمریكا كه از آستین آل سعود بدر آمده است ، به خاك و خون كشیده شدند و در آستانه عاشورای ولی الله الاعظم (سلام الله علیه) عاشورایی دیگر، با ابعاد مختلف در جوار تو و خانه امن تو ، در جمعه خونین پدید آوردند كه ای كاش نبودم تا آنرا ببینم و یا بشنوم، نه برای شهادت عزیزانی مجاهد و مهاجر كه شهادت امری است كه آرزوی عزیزان ماست وشهدی است آشنا برای زنان و مردان و كودكان ما كه در یورشهای مغولانه صدام عفلقی شدیدتر و فجیع تر آنرا چشیده اند و دیده ایم ، بلكه برای مصیبتی است كه نه تنها برای پیغمبر اسلام (صلوات الله علیه ) كه برای تمامی انبیا و مرسلین ، از آدم تا خاتم پیش آمد. بفرمان كاخ سیاه بدست ناپاك آل سعود این شقی ترین جانیان عصر ، بالاترین مقام مقدس الهی شكسته شد." پس از حادثه ذیحجه 1407/ مرداد 1366، با توجه به عظمت واقعه و میزان تلفات مردم عادی و بی دفاع (بیشتر زنان و جانبازان) و همچنین سوابق مراسم برائت از مشرکین که به آرامی برگزار شده بود، مرتکبین حادثه خود را مجبور به توضیح دیدند و حجاج را به اخلالگری و ایجاد آشوب متهم کردند. در بیانیه رسمی وزارت کشور سعودی در هشتم ذیحجه، جزئیات بیشتری شامل آمار تلفات (402 کشته که 275 تن آنان ایرانی ـ نیمی از کشته شدگان زنان ـ بوده اند و 649 زخمی ) همراه اتهامِ اخلال در مراسم حج ، هجوم آنها به طرف مسجدالحرام با چوب و سنگ و چاقو، درگیری مأموران امنیتی با حجاج و زیر دست و پا ماندن تعداد بسیاری از مردم ، و ادعای عدم تیراندازی به زوّار حرم با تأکید بر مقابله شدید با هر نوع هرج و مرج مطرح شد. به رغم پوشش خبری یکسویه حادثه و پخش تصاویر و فیلمهایی از تظاهرات و شروع و خاتمه آن، از جزئیات نحوه قتل عام حجاج تصویر و فیلم در اختیار هیچ کشوری قرار نگرفت و این موضوع بایكوت خبری در برخی مطبوعات مستقل اروپا منعكس گردید. همچنین دولت سعودی از پذیرش هیئت تحقیق اعزامی دولت جمهوری اسلامی ایران جلوگیری نمود و تا مدتها از تحویل اجساد حجاج ایرانی و انتقال مجروحان نیز خودداری می کرد نكته دردناك آنجاست كه بسیاری از آمار شهدا مربوط به روزهای پس از حادثه است كه ماموران سعودی اجازه مداوای مجروحین حادثه را در بیمارستانها ندادند و برخی از مجروحین كه جراحات حاد داشتند، پس از تحمل رنج و درد بسیار و در حالی كه امكان مداوای آنها بود، به شهادت رسیدند. اگرچه برخی از مسلمین حاضر در حج نیز به برخی از متواریان از صحنه درگیری و مجروحان با تمام خطراتی كه متوجه آنها بود در   خانه هایشان پناه دادند و اثبات نمودند كه این رفتار حكومت مردانشان می تواند برخاسته از چهره حقیقی مردم كشورشان نباشد.



ارسال توسط میلادفرودی